من امام کاظم (ع) را دوست دارم
مجموعه چهارده جلدی (من اهل بیت را دوست دارم )براساس یکی از بهترین روش ها برای معرفی شخصیت های مذهبی نوشته شده است…..
نمونه ی نوشتار:
امام کاظم خودش هم خیلی نیکوکار بود و به نیکی کردن به برادران و خواهران دینی خیلی اهمیت می داد.
یک روز امام در برابر خانه ی کعبه ایستاد و فرمود: «ای کعبه با این که حق تو بسیار بزرگ است ولی به خدا قسم که حق مؤمن از حق تو بزرگ تر است.»
امام با این حرف میخواست، اهمیت حق مؤمنان را برگردن یکدیگر بیان کند.
خدا به امام هفتم علم و دانش بسیاری بخشیده بود. امام کاظم از حوادث آینده خبر داشت و همه ی زبانهای دنیا را می دانست آن بزرگوار حتی با زبان حیوانات هم آشنا بود و حرفهای آنان را نیز به خوبی میفهمید روزی حضرت در خانه ی یکی از دوستانش بود که ناگهان لبخند زد. دوست امام پرسید: «آقا چرا خندیدید؟
امام به دو کبوتری که آن جا بودند اشاره کرد و فرمود: این کبوتر نر به این کبوتر ماده می گفت: تو مایه ی آرامش من هستی تو عروس من هستی در روی زمین تو را از همه بیشتر دوست دارم البته نه بیشتر از این مرد که الآن روی تخت نشسته است.
منظور کبوتر از آن مرد امام کاظم بود.
دوست امام پرسید: فدایت شوم! مگر شما زبان پرنده ها را می فهمید؟» امام فرمود: «بله ! زبان پرندگان را به ما آموخته اند و خداوند ما را از هر نعمتی برخوردار کرده است.