ببین خدا چه کرده
ارتباط با خدا و شناخت او، عقل انسان را رشد داده و او را خوش اخلاق میکند؛ ارتباط با خدا دید انسان را به دنیازیباتر کرده و او را به آرامش واقعی میرساند.ما برای ارتباط با خداوند، ابتدا باید او را بشناسیم و با دانایی و قدرت و مهربانی اش آشنا شویم. ( گروه سنی ج)
کتاب ببین خدا چه کرده که در اختیاردارید، برگرفته از کتاب توحید مفضل حدیث امام صادق است و شما را با زبانی ساده و از راه تفکرّ در آفرینش انسانها،
حیوانات، گیاهان، آسمان و زمین باخدای قدرتمند و مهربان، آشنا میکند.
گفتم:«طفلکی ها چرا؟! کاش حیوانات هم مثل آدمها عقل داشتند »پدربزرگ گفت:«حیوانات، اگر مانند انسانها عاقل و باهوش باشند دیگر به دستورات ما گوش نمیدادند و از زیر بار سنگین و کارهای سخت فرار میکردند.
مثلا همین الاغ اگر عقل داشت، برای اینکه از جابجایی بار فرار کند خودش را به مریضی میزد و یا با نقشه ای حساب شده شما را زمین میزد تا دیگر فکر خرسواری به سرتان نزند»
گفتم:نه! نه! خدایا اشتباه دعا کردیم، هرگز به این خر عقل نده خدا.
برش هایی از کتاب ببین خدا چه کرده :
آرایشگاه گوسفندان
صبح زود از خواب بیدار شدیم. پدرم گفت برویم یک سر به گله گوسفندهای پدربزرگ بزنیم. بعد از خوردن یک لیوان شیر گاو و یک نیمروی خوشمزه به همراه پدرم با ماشین به سمت گله رفتیم. پدربزرگ گوسفندها و بزهای زیادی دارد و یک چوپان هر روز صبح آنها را به چراگاه می برد. چوپان با دیدن ماشین به سمت ما آمد و سلام و احوال پرسی کرد جوپان دوست دوران بچگی پدرم بود؛ آنها نشستند و کلی از خاطرات گذشته را برای من تعریف کردند
من به گوسفندها نگاه میکردم پشم گوسفندها خیلی زیاد شده به طوری که پاها و دور صورت آنها را پوشانده بود؛ گفتم: «چقدر پشم های این گوسفندها زیاد شده کاش میشد آنها را بفرستیم سلمانی (آرایشگاه).»
چوپان گفت: ان شاء الله یک ماه دیگر پشم هایشان را اصلاح می کنیم.» گفتم: «جدی» میگویید مگر گوسفندها را اصلاح میکنند.
پدر گفت: «معلومه که اصلاح میکنند پشم در زمستان بدن گوسفندها را گرم نگه میدارد قبل از تابستان هم با یک قیچی بزرگ مخصوص یا با ماشین اصلاح برقی مخصوص پشم گوسفندها را اصلاح میکنند تا بدنش خنک شود.
پرسیدم آن وقت با پشم ها چکار میکنید.
جویان گفت: «پدربزرگ شما در روستا یک کارگاه ریسندگی دارد. کارگرها بعد از چیدن پشمها آنها را به کارگاه برده و عده ای از زنان روستا آنها را توسط چرخ ریسندگی تبدیل به نخ می کنند.»
پرسیدم: «با نخ های آنها چه کار می کنند؟»
پدرم گفت: «آنها را به رنگهای مختلف در می آورند و می فروشند؛ با آنها فرش دستباف گلیم لباس و چیزهای دیگر میبافند. خیلی جالبه که بدانی لباسی که با پشم گوسفند دوخته میشود در زمستان بدن را گرم و در زمستان خنک نگه می دارد
گفتم: «چه جالب!»
چوپان برای ما چایی ریخت و گفت این لباسی که در تن من است با پشم گوسفند درست شده است. چوپان یک لباس بلند و جلوباز و بدون آستین روی لباس هایش پوشیده بود چایی را از او گرفتم و پرسیدم: اسم این لباس چیست و به چه درد میخورد؟ چوپان گفت: اسمش کینک است یک نوع جلیقه
پشمی است که بدن را در سرمای سوزان روستا گرم نگه می دارد.
یک حبه قند در دهانم گذاشتم و از پدرم پرسیدم بابا چرا خدا به گوسفندها يشم داده ولی به انسانها نداده خیلی دوست دارم دلیلش را بدانم؟
پدرم کمی چایی خورد و گفت: خداوند مهربان به انسانها پشم نداد چون که انسانها عقل فکر و دست دارند و میتوانند با هوش و دستان خود لباس بدوزند و خود را از سرما حفظ کنند ولی حیوانات عقل ندارند و دستهایشان به شکلی نیست که بتوانند لباس بدوزند از این رو خدا بدنشان را با پشم و مو پوشاند تا سرما نخورند و بیمار نشوند.
گفتم خب اگر خدا به انسانها مانند حیوانات پشم میداد دیگر نیازی به لباس نداشتند و لازم نبود هی به بازار بروند و پول خرج کنند.
چوپان و پدرم خندیدند؛ پدرم گفت: خداوند همه کارهایش دلیل دارد؛ عده زیادی از آدمها از راه فروش پشم نخ ریسی قالی بافی دوخت لباس و فروش آنها کار میکنند و درآمد به دست میآورند علاوه بر این بعضی وقت ها با درآوردن و تغییر لباس در روزها و فصلهای مختلف بدن انسان احساس راحتی میکند و خستگی و سنگینی از تنش خارج میشود مثلاً وقتی از مدرسه می آیی و می خواهی استراحت کنی با لباس خانگی راحت تر هستی یا با لباس بیرونی؟
گفتم: خب لباس خانگی
پدرم ادامه داد: «آدمها با پوشیدن لباسهای مختلف و رنگارنگ و عوض کردن آنها زیبا و خوش تیپ میشوند و از زندگی لذت بیشتری می برند.
بعد از خوردن چایی با چوپان خداحافظی کرده و سوار ماشین شدیم واقعاً خدای ما همه چیز را دقیق و حساب شده آفریده است.
بخشی از فهرست سوالاتی که در این کتاب به آنها پاسخ داده میشود:
۱ دنیا شبیه چیست؟
۲ تولدت مبارک
۳ به زیباترین و بهترین شکل ممکن
۴ دهان ما یک دنیاست.
۵ محافظان جان
۶ گوشت و پوست و استخوان
۷ ناخن و این همه فایده
۸ درد هم نعمت است.
۹ نعمت حافظه نعمت فراموشی
۱۰. من تو ما خجالت .
۱۱ مخصوص انسان هاست.
۱۲ اگر مرگ نبود؟
فصل دوم
۱۳ پیش به سوی روستا
۱۴ کوه ها چه فایده ای دارند؟
۱۵ چرا همه چی آماده نیست؟
۱۶ کاش علم کیمیا بلد بودیم
۱۷ گندم؛ یک به صد
.۱۸ کاش هر روز بزرگتر میشد.
۱۹ چارپایان خدمتکار انسانها
۲۰ چرا حیوانات مثل انسان عقل ندارند؟