خنده های زنجبیلی
کتاب خنده های زنجبیلی اثری طنز با داستان های پر کشش و شیرین که شادی در کنار تامل را برای کودکان و نوجوانان به ارمغان می آورد.
این کتاب زیبا هفتمین آثارطنز آقای رفیع افتخار است و خانم مرضیه قائدی طنز کتاب را با تصاویر جذاب خود به تصویر کشیده اند.
بخشی از کتاب را با هم می خوانیم:
زنگ ها برای که به صدا در می آید؟
چه تاکسی های لوکس و عروسی
چه صندلیهای جادار و راحتی روح آدم را شاد میکنند.
در را باز کردم و روی صندلی لم دادم. باید منتظر میماندم تا تاکسی پُر شود. قبل از من یک نفر دیگر صندلی جلو را اشغال کرده بود.
همان طور که خوشی در وجودم بیشتر و بیشتر میشد؛ در تاکسی باز شد و دو نفر دیگر پریدند بالا سریع تر از آن امکان نداشت
فصل امتحانات بود و میخواستم ترافیک تهران را دور بزنم و زودتر به خانه و درسم برسم
راننده لبخند ملایمی روی لبهایش نشاند و روشن کرد. تا خانه راه زیادی بود میخواستم تمرکز بگیرم و از همان جا درس هایم را با خودم مرور کنم. گوشه ی ماشین مچاله شدم و پلک هایم را محکم به هم فشار دادم. مسافتی نرفته بودیم که یک مرتبه صدای بزغاله ای کنار گوشم ترکید
با تعجب یک چشمم را باز کردم. آیا خواب میدیدم؟ صدا باز هم آمد و خواب مثل پرنده از چشم هایم پر زد دندان هایم را به هم ساییدم از حالت مچاله به حالت نیم خیز تغییر وضعیت دادم و به سمت صدا چرخیدم صدای بزغاله قطع شد و آقای بغل دستی ام افتاد به حرف.
بعد از چاق سلامتی ،اولیه یکهو شروع کردند به بدوبیراه گفتن صدای آن طرف هم می آمد و واضح و بدون خش در اتاقک تاکسی طنین افکن میشد.
چه گفتمانی کوبنده و دشمن شکن
این طور بود که فکر درس و امتحانات را بوسیدم و گذاشتم کنار. بغل دستی که گویا سرمعامله ای اوقاتش تلخ و به هم ریخته بود؛ در جواب نقل و نبات تحویل طرف میداد با هر نقلی زیرورو میشدم و با هر نباتی نفس در سینه ام حبس می شد!
توی این هیروویر یکهو افتادم به سرفه اولش تک سرفه بود بعد کم کم شدیدتر شد. احتمالا راننده فکر کرده بود دارم علایم هشدار دهنده پخش میکنم؛ چون او هم شروع کرد به عطسه کردن چه عطسه هایی تو دل خالی کن و سه ریشتری
بغل دستی که دید کارش در آن آلودگی صوتی مشکل پیدا کرده چند بد بیراه نشسته نرفته ی دیگر را هم سرهم بندی کرد و دکمه ی قطع را زد که انگار دگمه های قطع سرفه و عطسه های ما را هم زد از صدا افتادیم.
بلافاصله صدای تارزان را شنیدم.
صداهای تارزانی بلند و ……………کشیده : «آ …آآآآآآآآآآآآ……آآآآآآآآآآآآآآآ………..
9789642023448