داسي دايناسي 7 (ابر فيلي)،(گلاسه)
(شعر كودكان،گروه سني:الف،ب(3تا9سال)،تصويرگر:غزاله باروتيان،گلاسه)
داسیدایناسیِ سبزِ کوچولو میخواهد برای خالهاش یک نقاشی بکشد. یک ابرِ سفید در آسمان دیده که شبیه بزغاله است. آیا داسیدایناسی نقاشیِ قشنگش را میکشد؟ با مداد سفید باید چهجوری روی کاغذ سفید ابر کشید؟ آیا ابرها توی آسمان میمانند تا داسیدایناسی هروقت که خواست نقاشیشان را بکشد؟ داسیدایناسی در این داستان یاد میگیرد چهجوری نقاشی کند و حواسش به نوکِ تیز مدادهایش باشد.
داسی دایناسی بدو رفت پیش مامی دایناسی و گفت:
«مامان! ببین مدادم
مشکلی داره یا من؟
ابر می کشم تو دفتر
دیده نمی شه اصلا!»
مامی دایناسی گفت: «خب! وایسا تا بگم! اول اینکه یادت باشد وقتی مداد توی دستت است، راه نروی و بدو بدو هم نکنی! نوک مداد تیز است. اگر خدا نکرده زمین بخوری، می رود توی چشمت.»
«باشه مامان، من دیگه
راه نمی رم با مداد
حالا بگو چه جوری
ابر بکشم، در بیاد؟»