در اسارت نفرت
(داستان هاي فارسي،قرن 14،مناسب بالاي 12 سال)
در ادامه برشی از این کتاب را میخوانید:
روزبه با تمام توانی که در بدن داشت، به طرف مرد دوید. شمشیر برایش سنگین بود. دو دستی آن را گرفت و فریاد کشید و شمشیر را بالا برد. مرد لاغر با فریاد روزبه برگشت روزبه به روی مرد لاغر و چروکیده شمشیر کشید.
مرد لاغر شمشیرش را به طرف روزبه گرفت. سلمان که متوجه صدای روزبه شد برگشت و با همان دست زخمیاش ضربهای به شانه مرد زد و دوباره سراغ رشید رفت. مرد لاغر نقش بر زمین شد دستش را بر شانهاش گذاشت و صدای نالهاش برخاست.