علم (كاوشي در محتوا)
(جنبه هاي اجتماعي علوم)
بخشی از کتاب
راه دیگر پرداختن به گفتمان علمی عبارت است از: تعبیر کردن عمل «تبیین» (توصیف، گزارش و غیره) برحسب روابط بین انواع مختلف گزارههای تولیدشده از سوی دانشمندان و اشیائی که تبیین میشوند. اگر یک گزاره منفرد صرفا به یک عنصر واحد از جهان پیوند یابد، میتوان گفت که مطلب کمی (یا هیچ چیز) تبیین شده است. اگر، برعکس، یک گزاره واحد با عناصر متعدد مختلفی از جهان پیوند یابد، آنگاه شاید از این سخن بگوییم که تبیینی دارد صورت میگیرد. این امر بهطور مستقیم به ایده قدرت در تبیینها میانجامد. هرچه تعداد عناصر جهان، که میتوانند با یک مولفه واحد تبیینی کنترل شوند، بیشتر باشند، گفته میشود که این تبیین قدرتمندتر است. همانطور که لاتور متذکر میشود، اهمیت و دلالت این نکته به اعتبار خط مشیهای سیاسی تبیین است. قدرت در اینجا مشابه کنترل سیاسی است؛ یک گزاره واحد بهطور یک جا مابازای چیزهای زیاد دیگری است، یا آنها را بازنمایی میکند (نوعی نمایندگی از جانب آنها). عناصر تبییینشده بهنحو موثری در مقایسه با نمایندگان ( منتخب؟) جنبه فرعی دارند، یا قابلچشمپوشی هستند. اما نکته این نیست که گفتمان علمی به واسطه شهوت قدرت سیاسی برانگیخته میشود؛ بلکه نکته صرفا این است که قدرت تبیین تلاشی است برای مدیریت و مهارکردن یک مسئله عملی. هدف عبارت است از یک جا عمل کردن بر تعداد بسیار زیادی عناصر در جهان، ولو اینکه یکیشان از حیث فیزیکی در همانجایی نباشد که این عناصر حاضرند. بنابراین، مسئله عملی این است که چگونه به روی این عناصر در فاصلهای [دور] از آنها عمل کنیم.
ایدهی «عمل/کنش از راه دور» برخی از ایدههای اولیهمان را درخصوص روابط و مناسباتی که متن بین مشاهدهگر، مشاهده و شیء مشاهده شده تثبیت میکند طنین میافکند.