قصه هاي ادواردو (قصه مردي ايتاليايي كه عاشق امام زمان شد)
(داستان هاي نوجوانان فارسي،قرن 14،تصويرگر:فاطمه زمانه رو)
او خودش را خوشبخت ترین مرد ایتالیا می دید که تمام پول های پدرش به او رسیده و در سن جوانی یکی از ثروتمندترین آدم های جهان شده.آن روز ادواردو مثل بقیه روزها به کتابخانه ی دانشگاه شان رفته بودکه ناگهان چشمش خورد به یک کتاب که در میان بقیه کتاب ها فرو رفته بود و مقداری هم خاک رویش نشسته بود.جلدش را نگاه کرد.دید با خط انگلیسی نوشته:«ترجمه انگلیسی قرآن کریم»
ادواردو در جهان غرب به دنیا آمد و میان یهودیان متعصب زندگی اش را آغاز کرد؛ولی نسیم آزادی خواهی انقلاب اسلامی و در پی آن ترنم جهان بینی مهدوی؛او را عاشق مکتب علوی همان اسلام ناب نمود…..
بخش هایی از کتاب:
پدر ادوارد و از آن پولدارهای درجه یک بود. از آنها که به زور دومی اش پیدا میشد. او ثروتمندترین مرد ایتالیا بود و یکی از ثروتمندترین آدمهای جهان هیچ کسی پول و ثروتش به اندازه پدر ادوارد و نمی رسید. جیانی آنیلی بزرگترین شرکتهای ماشین سازی دنیا را داشت.
شرکت هایی مثل ،فیات ،فراری، لانچیا لامبورگینی .مازراتی، ایویکو، جیپ ……
او شرکتهای بزرگ لوکوموتیوسازی هلی کوپتر سازی و تانک سازی هم داشت جیانی به جز اینها صاحب شرکتهای راه و ساختمان سازی شرکتهای طراحی مد و لباس شرکتهای تولید کننده وسایل پزشکی و… بود. چند بانک و بیمه خصوصی دو روزنامه معروف ایتالیایی و باشگاه فوتبال یوونتوس» هم مال جیانی بود
پول از زمین و آسمان و از در و دیوار روی سر جیانی می بارید. او دیگر از پول زیاد داشت خفه میشد. بسته های بیشمار دلار پیش جیانی فرقی با یک دستمال کاغذی مچاله شده نداشت جیانی سالی ۶۰ میلیارد دلار پول در میآورد؛ اندازه سه برابر درآمد نفتی کشور ایران یعنی این که یک آن همه پول و ثروت ریخته میشد توی جیب یک نفر. فقط و فقط توی جیب یک نفر .برای همین ایتالیایی ها به خانوادۀ آنیلی لقب پادشاهان واقعی ایتالیا را داده بودند.
تمام آن پولها و آن ثروت افسانه ای بعد از جیانی قرار بود به همان پسر بچه شیرین و تو دل برو برسد.
به ادواردو و در آینده ای نزدیک «ادواردو آنیلی» به یکی از پولدارترین و ثروتمندترین آدمهای دنیا تبدیل میشد